حضرت علی اکبر(ع)-شـهادت

 

ای علی جان چه شده؛ قامت تو که تا خورده

نازنینم چقدَر بر بدنت پا خورده

روی جسمت چقدَر تیر و سنان مـیبینم

اینـهمـه زخمِ گِران بر دل بابا خورده

تا جوابم ندهی،دشمنِ من مـیخندد

بتو شمشیر،بمن تیرِ تماشا خورده

چه دگرگون شده این چهرة پیغمبری اَت

چشم زخمـی هست که بر یوسف لیلا خورده

ارباً اربای همـه لشگرِ خود را دیدم

چه بلائیست کـه بر این قدِ رعنا خورده

زرِهَت با بدنِ پاره گِره خورده بهم

همـه ارکان تنت نیز بـه یغما خورده

آه، شعر چه دگرگون شده این چهره پیغمبری ات آیـا بدنی خُردتر از این مـیشد؟

دنده هایت چقدَر ای پسرم جا خورده

اَت آمده که تا زنده بمانم اما

با فراق تو دگر،رفتنم امضا خورده

جگرم سوخت علی جان، دل من ریخت بهم

این جگرخواریِ داغت، جگرم را خورده

همچو مادر،پسرم شکسته شده ای

باز انگار لگد پهلوی زهرا خورده

بردنِ نعش تو که تا خیمـه کـه تنـها نشود

قوَتم رفت ز زانو،کمرم که تا خورده

 

محمود ژولیده

. شعر چه دگرگون شده این چهره پیغمبری ات . شعر چه دگرگون شده این چهره پیغمبری ات : شعر چه دگرگون شده این چهره پیغمبری ات




[ای علی جان چه شده؛ قامت تو که تا خورده شعر چه دگرگون شده این چهره پیغمبری ات]

نویسنده و منبع | تاریخ انتشار: Tue, 05 Jun 2018 06:32:00 +0000